قهرمان ميرزا عين السلطنه
3522
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تلگرافات ديگرى هم هست كه عدهء اسرا را به اختلاف مىنويسد باوجودى كه از خود طهران مخابره شده . مرگ ارشد الدوله اما آنچه شيخ مىگفت در قونسلگرى شنيدم اسراى تركمان سيزده نفر بوده و ارشد الدوله هم در صحراى جنگ كشته شده نعش او را يخبسته طهران آوردند . ( محمد على شاه هم در ميان قشون خود نيست كه فرار كرده به فاصلهء چند ساعت گمشتپه رسيده باشد بلكه در سارى يا آستارا بوده است ) . همينطور هم بايد باشد زيرا اگر دستگير كرده بودند نعش او را طهران نمىآوردند بلكه زندهء او را آورده علنا به دار مىزدند نه مردهء او را . على اى نحوكان ارشد الدوله يا سردار ارشد به سزاى اعمال خود دچار و اختر الدوله را بيوه كرد . زير سر خارجى شيخ محمد على اين روزنامهجات را براى من روانه مىكند نه براى مهدى كه من محزون بشوم . اما خداوند را به شهادت مىطلبم نه از فتح آنها شاد و نه از شكست اينها مغموم [ شدم ] و تمام اين اقدامات را و ضديت را و جنگها را بر خلاف عقل و منافى استقلال مملكت مىدانم . تمام دستورالعمل و راهنمائى را دشمنان ما روس و انگليس مىكنند كه مملكت ما را صاحب شوند . ما حمقا به ساز آنها رقصكنان به جان خود افتاده گاهى به اسم مشروطه گاهى به اسم استبداد و سلطنت مطلقه ايران را داريم به باد مىدهيم . گروهى از شكست و گروهى از فتح شادى مىكنيم كه نه آن فايده به حال ما دارد و نه اين . آخر دير يا زود يك روزى مىشود كه از اين جنگها و ضديتها پشيمان [ مىشويم ] اما ديگر پشيمانى آنوقت سودى ندارد . غارت نور و كجور خبر ديگر كه محقق است كجور و كلاردشت را به كلى غارت كردند . ساعد الدوله برادر سپهدار با آن اشخاصى كه سابقا اسم بردم اول آمدند يوش خانهء انتظام الدوله را توپ بسته بعد نور ، بعد اينجا زن و بچه خواجهوند به كوهها متوارى ، پول را هم آتش زده انتظام لشگر را هم كشتهاند . در تنكابن گوسفند دانهاى چهار قران اسب هشت تومان ده تومان قالى ، نمد ، قاليچه قيمت ندارد . در حقيقت تلافى عداوت دويست سالهء خود را بيرون آوردند . دور نيست خواجهوندها مراجعت كنند تلافى را سر تنكابون درآرند . الان